آینده آنلاین http://ayandehonline.com/?a=content.q.rssخبر، گزارش، مقاله، ایران | contentfa© تمامی حقوق برای این سایت محفوظ است.info@ayandehonline.comSat, 08 Feb 2014 04:36:50 +0330Sat, 08 Feb 2014 04:36:50 +0330ayandehonline.comhttp://ayandehonline.com/view/img/logo.pnghttp://ayandehonline.com/?a=content.q.rss آینده آنلاین انتقاد صالحی از تهدید افراطیون برعلیه سازمان انرژی اتمیFri, 07 Feb 2014 23:34:17 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8871&lang=faعلی اکبر صالحی معاون رییس جمهوری و ریس سازمان انرژی اتمی با اشاره به بخشی از انتقاد ها از توافق ژنو موسوم به برنامه اقدام مشترک گفت: انتقاد طبیعی است البته به شرطی که در چارچوب منافع ملی باشد نه در جهت تخریب و تفرقه.به گزارش ایرنا؛ علی اکبر صالحی در مراسمی که امروز جمعه در باغ موزه دفاع مقدس به مناسبت رونمایی از نمایشگاه خودروهای شهدای هسته ای اسیب دیده در جریان عملیات تروریسیتی و تجلیل از خانواده معزز شهدای سازمان انرژی اتمی برگزار شد، افزود: اکنون ما در جبهه جنگ سیاسی قرار داریم ما چرا در این شرایط یک صدا نیستیم.رییس سازمان انرژی اتمی خاطر نشان کرد: خود من بارها از بعضی از مسایل هسته ای انتقاد کرده ام و این مسایل قابل نقد است اما اگر حرفی می زنیم حرف و مواضع ما باید بر اساس واقعیت باشد.معاون رییس جمهوری تصریح کرد: چرا بعضی عنوان کرده اند که 15 هزار سند را جابجا کرده ایم یا خدایی نکرده از روی عمد تعداد محافظان را کاهش داده ایم، چرا عده ای را به ستون پنجم متهم می کنند؟ این حرف گزافی است ، نباید این کار را بکنیم.صالحی ادامه داد: اکنون به دلیل همین چند صدایی ها دشمن می خواهد در ایران قطب بندی ایجاد کند، حواسمان باشد، وارد بازی آنها( غرب) که برای ما تدارک دیده اند، نشویم.صالحی یادآور شد: باید وحدت کلمه داشته باشیم و بدانیم تحت راهنمایی ها و تدابیر مقام معظم رهبری هستیم، خط قرمز ها را می دانیم و از این خطوط عدول نمی کنیم.معاون رییس جهوری گفت: بنده به عنوان خدمتگزار شما در سازمان انرژی اتمی به شما اطلاع می دهم، دستاورد های انرژی هسته ای دستخوش کندی نمی شود.وی در ادامه خطاب به غرب گفت: به غرب هم می گویم ما از نظر سیاسی از شما هوشیار تریم، از حیث انسجام از شما منسجم تریم و از نظر هدفمندی از شما هدفمند تریم، اکنون فرصت طلایی برای شما پیش آمده است از این فرصت استفاده کنید ما چیزی را از دست نمی دهیم.1فیلم"رد کارپت"عطاران، فردوسی پور را به جشنواره فیلم فجر کشاندFri, 07 Feb 2014 20:44:35 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8869&lang=faعادل فردوسی پور مجری برنامه تلویزیونی «نود»شامگاه جمعه به کاخ جشنواره فیلم فجر آمد و به تماشای فیلم «رد کارپت» به کارگردانی رضا عطاران نشست.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حضور او در سینمای اهالی رسانه و هنرمندان با تشویق حاضران مواجه شد.فردوسی پور در پاسخ به یکی از تماشاگران که به شوخی دلیل حضورش در سالن و نوع ورودش را پرسید؟ گفت که به صورت خودجوش آمده است.فیلم «رد کارپت» ساخته رضا عطاران در سئانس 19 کاخ جشنواره به نمایش درآمد.2مجمع روحانیون در حال برنامه ریزی رفع حصر است؟Fri, 07 Feb 2014 20:23:51 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8868&lang=faدبیر کل جامعه اسلامی اصناف و بازارگفت: معتقدم مجمع روحانیون مبارز قصد دارد فضا را برای آن دو نفر در حصر عادی کند و هم اکنون نیز در حال برنامه ریزی برای این اقدام هستند.به گزارش  فارس، احمد کریمی اصفهانی، دبیر کل جامعه اسلامی اصناف و بازار  پیرامون مواضع چندگانه مجمع روحانیون مبارز اظهار داشت: آنها در رابطه با قضایای سال 88 هدفی را در سر دارند و در حال حاضر نیز مشغول برنامه ریزی هستندکه فضا را برای آن دو نفر در حصر عادی کنند.کریمی اصفهانی ادامه داد: با توجه به اینکه رسانه های خارجی و بیگانه مشغول رصد فضای ایران هستند آنها با این نوع کارها سعی دارند که فضا را به گونه ای القاء کنند که مردم ایران هم از رفع حصر آن دو نفر رضایت دارند.وی افزود: آنچه که برای اعضای این تشکل مسلم شده، آن است که فکر می کنند فضای حاکم در کشور به سمت مرادشان آمده و این احتمال را می دهند که فضا به سمتشان باز شده است.دبیرکل جامعه اسلامی اصناف و بازار با بیان اینکه احزابی که تا دیروز مقابل نظام ایستاده بودند امروز قصد دارند، مجدداً خود را نمایان کنند ، گفت: مواضع و عملکرد دو پهلوی آنها برای این است که به یک قوه بسنده نمی کنند و قصد دارند قوای دیگر را هم به هر صورت ممکن، به نفع خودشان مصادره نمایند.کریمی اصفهانی تصریح کرد: امکان ندارد مواضع این افراد تغییر کند، کارهای آنها یقینا در شیطنت کامل است و ما باید در این روزها شاهد نوع عملکردشان باشیم.وی در پایان بیان داشت: ما از همه کسانی که از فتنه گران حمایت کردند و امروز متوجه اشتباه خود شدند و به سمت ملت آمدند تشکر می کنیم، اما امیدواریم که آنها دیگر مشکلی را برای نظام ایجاد نکنند.1پس از رئیس جمهور، امام جمعه ساری هم از مردم عذرخواهی کردFri, 07 Feb 2014 19:27:17 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8867&lang=faامام جمعه ساری ضمن قدردانی از کمک رسانی به مناطق آسیب دیده از بارش برف، از نقص و کوتاهی هایی که عمدی نبوده است، عذرخواهی کرد.به گزارش ایرنا: آیت الله نورالله طبرسی در خطبه های نماز جمعه ساری از صدماتی که برودت هوا و بارش برف بی سابقه در استان های شمالی کشور بویژه غرب مازندران ایجاد کرده است اظهار تاسف کرد و گفت: اگر کوتاهی ها و نقایصی در امدادرسانی به شهروندان این منطقه بوده است پوزش می طلبیم.وی ادامه داد: معمولا در این گونه حوادث بصورت غیرعمد قصور پیش می آید.امام جمعه ساری این واقعه را آزمایش الهی دانست و با بیان اینکه مردم شریف ایران اسلامی این بار نیز صبر و بردباری پیشه کرده اند، از همه مسوولان و نهادها سپاسگزاری کرد.آیت الله طبرسی گفت: به گزارش استانداری مازندران، فرمانداری و شهرداری ساری بیشترین کمک و همکاری را با مردم غرب استان داشته اند.وی همچنین گفت:پاسخ یاوه گویی ها و توهین های بی سابقه آمریکا را با شرکت در راهپیمایی 22بهمن خواهیم داد.آیت الله طبرسی جدایی مردم از انقلاب اسلامی را از اهداف برزگ دشمن دانست و افزود: مردم شریف و ولایتمدار ایران اسلامی با شرکت یکپارچه در راهپیمایی 22بهمن بار دیگر موجبات یاس و نا امیدی آنان را فراهم می کنند.وی با بیان اینکه آمریکا با در اختیار داشتن رسانه های بزرگ خبری جهان برای تحقق جدایی مردم از نظام اسلامی متحمل هزینه های هنگفتی شده است، گفت:علیرغم این تلاش ها، مردم در تمام رویداد های سیاسی همواره با حضور خود، وفاداریشان را به ولایت فقیه به نمایش گذاشته اند.خطییب جمعه ساری از انقلاب اسلامی ایران به عنوان انقلاب آسمانی یاد کرد و گفت: این رویداد مقدس دارای مجموعه ای از ماهیت عاشورایی، غدیری و مهدوی است و دشمنان را هرگز تاب و توان رویارویی با آن نیست.وی گفت: انقلاب اسلامی با وجود رهبران الهی همچون امام راحل و حضرت آیت الله خامنه ای تنها انقلابی است که هرگز به بیراهه کشیده نمی شود.آیت الله طبرسی با بیان اینکه انقلاب اسلامی قیامی در راه خداوند بود، افزود: ملتی سربلند و ایرانی مقتدر و آزاد ثمره این قیام الهی است.نماینده ولی فقیه در مازندران با اشاره به اینکه قبول و وجهه ایران اسلامی نزد جهانیان برای آمریکا غیر قابل تحمل است، گفت: بسیاری از سران کشور ها که به ایران سفر کرده اند، تهران را به رغم تحریم های اقتصادی برابر با پایتخت کشورهای پیشرفته توصیف کرده اند.وی همچنین اعلام گزینه نظامی از سوی آمریکا دروغ دانست و گفت: دشمن می داند که مردم غیور ایران اسلامی با وفاداری به نظام اسلامی و ولایت فقیه همواره در مقابل هر نیرنگی ایستادگی می کنند.خطیب جمعه ساری از گشایش دهمین نمایشگاه کتاب مازندران یاد کرد و از عموم شهروندان خواست تا از این رویداد بزرگ فرهنگی بهره مند شوند.1تقدیر کیومرث پوراحمد از رئیس جمهور: روحانی مچکریمFri, 07 Feb 2014 19:00:35 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8866&lang=faکیومرث پوراحمد که بعد از شش سال دوری از سینما با فیلم پنجاه قدم آخر در جشنواره فیلم فجر حضور دارد، ضمن ابراز رضایت از فراهم شدن شرایط حضور تمامی خانواده سینمای در مسیر تولیدات هنر هفتم، از ریاست جمهوری تقدیر کرد و گفت: روحانی مچکریم!به گزارش ایرنا، پوراحمد روز جمعه اظهار کرد: فیلمساز برای تولید هنری و فرهنگی در گام نخست باید آزادی عمل و اراده داشته باشد.وی افزود: درسالهای گذشته آزادی تفکر و بیان اندیشه برای تولید یک اثر سینمایی و بازتاب آن بر پرده نقره ای از فضایی سینمای ایران گرفته شد و همین عامل سبب دوری برخی از اهالی خانواده سینما از کار تولید و اکران شد.کارگردان پیشکسوت سینما اظهارداشت: خوشبختانه آقای دکتر حسن روحانی به عنوان رییس جمهوری دولت یازدهم و اعضای کابیه وی به خصوص در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران وابسته به این وزارتخانه با حذف نگاه امنیتی و احترام به آزادی اندیشه و بیان، شرایط کار برای تمام فیلمسازان با هر نوع تفکر واندیشه را فراهم کردند.کارگردان فیلم اتوبوس شب خاطرنشان کرد: خوشبختانه با این تغییرات بار دیگر فضای چندصدایی در سینمای ایران جاری شد و بر همین اساس با توجه به ادامه این شرایط و توسعه و بسط و گسترش این نوع نگاه جدید در عرصه فرهنگ و هنر به ویژه سینما می توان به آشتی دوباره مخاطبان با سالن های سینمایی و رونق گرفتن چرخه اکران و اقتصاد سینما در آینده امیدوارتر بود.پوراحمد که بعد از شش سال دوری از سینما با ساخت فیلم پنجاه قدم آخر در سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور دارد ضمن ابراز رضایت از این اتفاق گفت: در گام اول از تغییرات ایجاد شده در بدنه فرهنگ و هنر کشور تشکر می کنم و به رییس جمهور ملت ایران با زبان خود مردم می گویم که روحانی مچکریم!وی افزود: در ادامه از سعید سعدی تهیه کننده این فیلم که شرایط حضور من را در خیل تولیدات هنر هفتم ایران بعد از شش سال فراهم کرد سپاسگزارم و دست تمامی عوامل گروهم به خصوص بازیگران را به خاطر همراهی بی چشم داشت آنها به گرمی می فشارم و امیدوارم بقیه سینماگرلن هم بتوانند در ادامه مسیر تولیدات با پایان دادن به غیبت شان در سینمای کشورشان اجازه تولید و ارائه آثارشان را داشته باشند.کارگردان فیلم پنجاه قدم آخر با بیان آنکه در مواجهه با نظر اهالی رسانه و منتقدان نسبت به نیمه دوم فیلم پنجاه قدم آخر و انتقاد آنها حرفی برای گفتن ندارد، یادآور شد: داستان این اثر و خط روایت آن ایجاب می کرد که فیلم پنجاه قدم آخر به دلیل توجه اش به بخشی از حماسه هشت سال دفاع مقدس به این شکل ادامه یابد و در برابر منتقدان حرفی برای گفتن ندارم جز آنکه شرایط و اقتضای این فیلم این گونه طلب می کرد.فیلم پنجاه قدم آخر با حضور بازیگرانی چون بابک حمیدیان، طناز طباطبایی، سلمان فرخنده، محسن آفتاب سوار و فرزین صابونی روایت کننده این داستان است کف واحد اطلاعات عملیات لشکر مصمم است رادار رازیت عراق را در یکی از جبهه های غرب از کار بیاندازد. برای این کار هرمز را که متخصص مباحث الکترونیکی اما بیگانه با فضای جنگ است پیدا کرده با راضی کردن او موفق می شوند رادار دشمن را کور کنند. بدین ترتیب نیرو های لشکر 8 نجف اشرف موفق به انجام عملیاتشان می شوند.این اثر سینمایی در روز ششم جشنواره -پنجشنبه 17 بهمن ماه- در سینمای اهالی رسانه و منتقدان در برج میلاد به اکران در آمد.جشنوارن فیلم فجر با حضور 29 فیلم در بخش سودای سیمرغ تا 22 بهمن ماه درسراسر کشور ادامه دارد.2با صدور بخشنامه دولتی نمی توان با ویژه خواری برخورد کرد.Fri, 07 Feb 2014 18:19:38 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8865&lang=faحسین راغفر اعتقاد دارد با صدور بخش نامه های دولتی نمی توان با پدیده ویژه خواری برخورد کرد.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حسین راغفر اعتقاد دارد با صدور بخش نامه ها نمی توان با پدیده ویژه خواری برخورد کرد.  او گفت:همانگونه که می دانید فساد موجب می شود که بسیاری از ظرفیت های اقتصادی کشور از بین برود.نظام اقتصادی ما یک نظام به شدت ناکارآمد است و این ناکارامدی متاثر از فساد درون مناسبات اقتصادی و اجتماعی بوجود آمده است.یعنی فساد اصلی ترین مانع رشد و توسعه اقتصادی در کشور محسوب می شود و مقابله با آن نمی تواند توسط یک نهاد انجام شود. بنابراین لازم است که یک نهضت ملی ضد فساد شکل بگیرد.وی بیان داشت: نمی توان دستگاه یا نظام اداری را توسط کسانی  که از روابط فاسد منتفع بوده، توسط خود آنها اصلاح کنیم .چنین کاری امکان پذیر نیست. طبیعتا این افراد وقتی در بخش های کلیدی قرار می گیرند، نه اراده این کار را دارند و نه اجازه می دهند که سالم سازی صورت بگیرد.وی ادامه داد:حتی ممکن است از تمام ظرفیت های خود برای روشن و شفاف نشدن روابط موجود کمک بگیرند.این امری کاملا قابل پیش بینی است. اگر قرار باشد با بخشنامه کار جلو برود،امروز نباید شاهد هیچ گونه فسادی باشیم.در  نامه ای که رییس جمهور نوشته بود و قرار شده بود ظرف یک ماه منجر گزارشی از وضعیت فساد در دستگاهها تهیه شود، بعد از یک  ماه تبدیل به یک بخشنامه توسط معاون اول شده است. اولا بر این بخشنامه خاصیتی مترتب نیست و همه می توانند حدس بزنند که از آن نتیجه ای بدست نخواهد آمد. نکته بعدی این است که به جای بخشنامه به دستگاههای دولتی این امکان وجود داشت که فهرستی از بانکها و موسسات مالی و اعتباری که اعتبارات غیر متعارف گرفته و خارج از قوانین و مقررات بانکی منابع بانکها را به خارج از فضای کسب و کار برده اند،تهیه شود.دولت می توانست این کار را به عهده بانک مرکزی بگذارد.3آشنا: تندروها مصاحبه چهارشنبه رییس جمهوری را به تاخیر انداختندFri, 07 Feb 2014 17:37:27 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8863&lang=faمشاور رییس جمهور با بیان اینکه تندورها در کار دولت سنگ اندازی می کنند، گفت: آزاد سازی فضا برای هنرمندان در دستور کار دولت است.به گزارش ایرنا، حسام الدین آشنا اظهارداشت: با استقرار دولت یازدهم هنرمندان به آرامش و اطمینان رسیدن و درادامه راه بتدریج با حمایت از تشکل های صنفی و سپردن کار هنر به اهل هنر ، سینمای امید محقق خواهد شد.وی پنج شنبه شب برای تماشای یک اثر سی و دومین جشنواره فیلم فجر در محل برج میلاد حضور یافت . این جشنواره تا 22 بهمن ماه در سراسر کشور ادامه دارد .آشنا در خصوص برنامه های دولت برای حمایت از هنرمندان گفت: برنامه های حمایتی ما بتدریج اعلام خواهد شد اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مامور آزادسازی فضا و سپردن کار به دست هنرمندان است.** افزایش بودجه هدفمند ارشاد درسال آیندهمشاور رییس جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: من فکر می کنم بودجه ارشاد در سال آینده جنبه های کمک های هدفمندش بیشتر خواهد شد به خصوص جنبه کمک به تشکل ها نه کمک به افراد.آشنا در ارتباط با نقش افراد تندرو در روند فعالیت دولت گفت: تندروها کار خود را ، رییس جمهوری و مردم نیز وظیفه خود را انجام می دهند.**تندروها مصاحبه چهارشنبه رییس جمهوری را به تاخیر انداختندوی با تاکید بر اینکه افراد تندرو قطعا در کار دولت تاثیر خواهند داشت توضیح داد: تاثیر آنها در حدی بودی که چهارشنبه شب موفق شدند گفت و گوی رییس جمهوری با ملت ایران را یک ساعت و نیم به تاخیر بی اندازند.مشاور رییس جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: باید با مقداری تحمل، استقامت، مقداری توضیح و مقدار آگاه سازی با این افراد روبه رو شد.1سوژه خنده انتخابات 92 هم وارد فاز تخریب میرحسین شدFri, 07 Feb 2014 17:35:16 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8862&lang=faمحمد غرضی، کاندیدایی که برخی معتقدند برای القای متوازن بودن گرایش کاندیداهای رد صلاحیت شده، در کمال ناباوری تایید صلاحیت شد و با لحن و ادبیات شیرینش به سوژه طنز این انتخابات تبدیل شد، امروز وارد عرصه تخریب میرحسین موسوی شد.به گزارش خبرنگار آینده، غرضی که البته بیش از همه حضور در کابینه موسوی و هاشمی مایه اعتبار اوست، ظاهرا یک تاخیر فاز حدودا 4 ساله دارد. و الا شاید اگر شبیه افرادی نظیر مرندی، وزیر بهداشت موسوی 4 سال قبل وارد این فاز می شد، دست کم در این دنیا دستاوردهای بیشتری نصیب او می شد. کاندیدای انتخابات اخیر ریاست جمهوری در برنامه شناسنامه گفت: در این روزها می بینم بعضی از اشخاص بیگانه می گویند امام با ما مشورت کردند که به ایران بروم یا نه و... حالا دیگر امام نیست و هر کسی یک چیزی می گوید اما کسی که پدیده را به وجود آورده و پای آن ایستاده، یک حکومت را ساقط و یک حکومت دیگری را جایگزین کرده نمی تواند تابع افراد باشد.به گزارش خبرگزاری مهر، سید محمد غرضی میهمان برنامه شناسنامه بود و در ابتدای این گفت و گوی تلویزیونی در مورد نام مستعار خود (حیدری) اظهار داشت:«من در تهران فراری بودم. یک پاسپورت افغانی خریدم که به نام حیدری بود و با این پاسپورت دنیا را گشتم و به این اسم معروف شدم. از سال 40 به بعد ایران و فلسطین برقرار بوده، مخصوصاً بعد از جریانات 15 خرداد اکثر کسانی که در ایران از حکومت پهلوی آسیب دیده بودند ارتباط خوبی با آن ها داشتند. زمانی که من از ایران خارج شدم موقعیت مناسبی به وجود آمده بود و این ارتباط دائم برقرار بود. کارهای بسیار خوبی در آن زمان انجام شد که خیلی از آن ها پنهان باقی ماند و کسی متوجه آن نشد.»وی در ادامه در پاسخ به این سوال که چه شد وارد فعالیت های مبارزاتی شدید هم گفت:«ما اگر به دنبال مهندسی هم رفتیم به این خاطر بود که بتوانیم حرفمان را بزنیم. در آن دوره مهندس عنوان سنگینی بود و ذهنیت من این بود که مهندس شویم تا بتوانیم کار اصلی خود را انجام دهیم. خانواده ما در اصفهان صاحب سلیقه و فعال بودند. ما دنبال ابزاری بودیم که بتوانیم با استفاده از آن در جامعه بگوییم اسلام و ایران حرف های زیادی برای گفتن دارند.»سید محمد غرضی بخش دیگری از «شناسنامه» در مورد کسانی که برای دوره دیدن به لبنان می آمدند هم خاطرنشان کرد:«بیشترین کسانی که آمدند از عوامل و عناصری بودند که بعداً در تشکیلات جمهوری اسلامی ایران عملکرد بسیار موفقی داشتند و توانایی های فوق العاده ای داشتند. یکی از این چهره های شاخص مرحوم محمد منتظری بود. کارهای عظیمی که در کشور انجام شده توسط همین گروه ها انجام شده!»بعد از پیشنهاد من امام سپاه را تاسیس کردوی افزود:«2 اردیبهشت سال 58 با خانم دباغ به خدمت امام رسیدیم. من آنجا گفتم تنها چیزی که انقلاب را تهدید می کند، کودتاست، شما اجازه دهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شود. همانجا امام به شورای انقلاب نامه ای نوشتند و سپاه پاسداران تشکیل شد.»غرضی ادامه داد:«یک روزی ما هزار رزمنده را به فرانسه بردیم و اعتصاب راه انداختیم و این کشور را بهم زدیم. شاید امروز تصور این که برای هزار نفر بلیط تهیه شود و به فرانسه اعزام شوند و یک هفته اعتصاب غذا کنند و از امام و اسلام و انقلاب دفاع کنند سخت باشد اما این کار 35 سال پیش انجام شده! استعداد منطقه ما خیلی بالاست. در منطقه خاورمیانه استعداد بسیار بالای انقلابی وجود دارد که شاید هنوز ده درصد از آن هم به کار گرفته نشده...»سید محمد غرضی همچنین در مورد جذب و جدایی از سازمان مجاهدین هم گفت:«مجموعه کسانی که در مقابل رژیم مبارزه می کردند در گروه های متفرق از هم کار می کردند. من با کسانی که همکاری می کردم همه هم سن و سال بودیم و با هم آشنا بودیم و کار می کردیم. 15 خرداد را که دیدم احساس کردم جریان اجتماعی قوی تر از جریانان سیاسی است. من با این آقایان همراه و همکار و آشنا بودم اما فاصله هایی هم با یکدیگر داشتیم. سال 46 که این ها به گروهی تشکیل شدند که کار منسجم انجام می دادند من حس کردم این نوع مبارزه ممکن است  باعث ایجاد گرفتاری شود. اما همراه آن ها بودم و حتی با آن ها به زندان هم رفتم.»سازمان مجاهدین حس می کرد می تواند رهبری انقلاب را برعهده گیردوی ادامه داد:« بعد از اینکه اعتبار اجتماعی سازمان مجاهدین بالا رفت، دست های داخلی و خارجی دست به یکی کردند و این سازمان را بهم ریختند. مهم ترین کاری که انجام شد این بود که اختلاف ایدئولوژیکی را در سازمان مطرح کردند و بلافاصله هم این اعتبار اجتماعی شکست خورد. سازمان مجاهدین بعد از اینکه با جامعه مشکلات ایدئولوژیک پیدا کرد، دیگر اعتبار اجتماعی نداشت اما سازمان فعالیت می کرد و این حس را داشت که می تواند رهبری انقلاب را برعهده بگیرد.»نامزد انتخابات یازدهم ریاست جمهوری در مورد نخستین دیدار خود با امام هم گفت:«سال 37 برای اولین بار امام را دیدم. مرحوم پدر من از مرحوم بروجردی تقلید می کردند. ایشان ما را به قم بردند تا ببینیم مرجع بعدی کیست. مرحوم امام جزو کسانی بودند که در این سفر خدمتشان رسیدیم و زمانی که 17 ساله بودم با امام آشنا شدم. سال40 که وارد دانشگاه شدم و فعالیت های مبارزاتی را آغاز کردم خیلی به امام علاقمند شدم.»از سال 42 مطمئن بودم که رژیم شاه سقوط خواهد کردوی ادامه داد:«من از 15 سال 42 خرداد به این ذهنیت رسیده بودم که این حکومت قطعاً ساقط خواهد شد. از مرگ مرحوم شریعتی و مرحوم آقا مصطفی به بعد دیگر به اطمینان رسیدم که حکومت شاه سرنگون خواهد شد. شما به یکباره ملاحظه کردید که شاه که عقد اخوت سنگینی با هویدا بسته بود او را با فشار عزل می کند! این در حکومتی که اقتدار زیادی از خود نشان می داد کار عادی نبود و تحت فشارهای اجتماعی صورت گرفت. این اتفاقات که می افتاد من بیشتر به نابودی این رژیم مطمئن می شدم.»سال 66 به امام گفتند باید با شرق یا غرب بسازی!غرضی گفت:«امام فقط به ایران فکر نمی کردند و خیلی بزرگتر می اندیشیدند. آقا مصطفی تمام وزرای کشورهای ایران، افغانستان، پاکستان، عراق، ترکیه، لبنان، سوریه و... را می شناختند و با هدایت های امام آدم های صاحب نام این کشورها را می شناختند. من در تمام تاریخ هیچ بیتی را مثل بیت امام در شناسایی حکومت های اطراف نمی شناسم. فکر می کنم امام یک مقدار مظلوم واقع شد. حدود سال 66 بود که فردی خدمت امام نشست و گفت آقا دنیا به دو قسمت شرق و غرب تقسیم شده! تا آمد حرفش را ادامه دهد و بگوید شما یا باغربی ها بسازید یا با شرقی ها، امام فرمودند پس اسلام چی؟ این افق فکری امام در سال 66 است. زمانی که ما گرفتار جنگ هستیم و مشکلات زیادی داریم... من در عمرم کسی را ندیدم که بتواند به امام رهنمود دهد. هر کسی آمد تا به امام رهنمود دهد، امام آن را تبدیل به گلوله آتشی کرد که به وسیله آن اهداف خود را دنبال می کرد.»وی افزود:«امام شخصیتی بود که تمام پدیده های اجتماعی را به نفع خود مصادره کرد و تمام اتفاقات اجتماعی را به نفع ملت ایران تحلیل کرد که این مسائل در نهایت منجر به استقرار یک حکومت مستحکم شده است.»امروز که امام زنده نیست هرچیزی را به وی نسبت می دهند/امام تابع افراد نبودغرضی همچنین گفت:« در این روزها می بینم بعضی از اشخاص بیگانه می گویند امام با ما مشورت کردند که به ایران بروم یا نه و... حالا دیگر امام نیست و هر کسی یک چیزی می گوید اما کسی که پدیده را به وجود آورده و پای آن ایستاده، یک حکومت را ساقط و یک حکومت دیگری را جایگزین کرده نمی تواند تابع افراد باشد.»سید محمد غرضی در مورد روز 12 بهمن هم اظهار داشت:«وقتی بحث حضور امام در ایران مطرح شد، احمد آقا گفتند غرضی تو به سوریه برو و منزلی اجاره کند تا اگر هواپیما نتوانست در فرودگاه ایران بنشیند، ما به سوریه بیاییم. آن روز مسولیت من این بود...»مرحوم طالقانی مرا زندانی کرد امام آزادم کردوی در ادامه مصاحبه تلویزیونی خود در واکنش به این که گفته می شود شما حکم بازداشت فرزند آیت الله طالقانی را انجام دادید هم گفت:« باید تفحص بیشتری در این مورد انجام شود. من در آن زمان در سپاه مسولیت داشتم. یک عده ای مجتبی را گرفتند و به سپاه آوردند! معروف بود که مجتبی عضو گروه منافقین است، به همین دلیل یک عده ای او را در مقابل سفارت فلسطین گرفتند و به سپاه آوردند و به من تحویل دادند. آقا زاده های مرحوم طالقانی آمدند و گفتند نزد آقای طالقانی برویم. ایشان من را می شناختند، من بیش از 20 سال با ایشان کار کرده بودم و با هم آشنا بودم. ایشان فرمودند مجتبی نزد شماست؟ گفتم بله آقا. ما فکر کردیم این آدمی است که آن مشکلات زیادی داشته و به شما نامه نوشته ...! ایشان به من فرمودند مجتبی الان 20 روز است که به خانه ما آمده و نمازش را هم می خواند. ای کاش به من می گفتید.»غرضی افزود:«تا صبح اتفاقات زیادی افتاد. مرحوم طالقانی به دادستان گفتند غرضی را به زندان ببر. ما هم به زندان رفتیم. صبح حضرت امام از طریق اخبار متوجه شرایط شدند. ایشان از آقای جنتی و عراقی جویای مساله می شوند که به ایشان می گویند غرضی مجتبی طالقانی را دستگیر کرده است. امام می فرمایند غرضی کیه؟ آقای عراقی می گویند حیدری خودمان است. امام آقای اشراقی را صدا می زنند و از او می خواهند من را از زندان بیرون بیاورند.»وی همچنین گفت:« البته همان شبی که من به دیدار آقای طالقانی رفتم ایشان گفتند بگویید مجتبی را بیاورند. من هم گفتم چشم و به بچه های سپاه گفتم و مجتبی را همانجا تحویل آقای طالقانی دادیم.»غرضی ادامه داد:« بعد از این مساله بود که آقای طالقانی از تهران خارج شدند. حضرت امام به من فرمودند برو به آقای بهشتی بگو که بروند و آقای طالقانی را بیاورند. اما آقای بهشتی موفق به این کار نشد و در نهایت آقای اشراقی رفتند و آقای طالقانی را برداشتند و به قم رفتند.»حیف است آقازاده هایی که درخدمت انقلاب بودند را فراموش کنیمسیدمحمدغرضی در بخش دیگری از مصاحبه تلویزیونی خود در مورد پدیده آقازاده ها که از ابتدای انقلاب وجود داشته اینطور گفت:«حیف است که ما آقازاده های در خدمت انقلاب را فراموش کنیم. آقا مصطفی و احمدآقا دو تن از این افراد بودند که تاثیر زیادی در انقلاب داشتند. امروز چقدر آقازاده موثر در این کشور داریم که هیچ خلافی انجام نداده اند. چند تا از این آقازاده ها هستند که اقداماتی انجام داده اند و این تصور را ایجاد کرده اند که هرکس آقازاده باشد آدم بدی است در صورتی که این نگاه ِ درستی نیست.»وی در ادامه در مورد دوره حضور خود در خوزستان هم گفت:«بنی صدر چشم دیدن ما را نداشت. او اهل جنگ نبود، فرمانده هایش می گفتند زمین می دهیم، زمان می خریم! اما ما حاضر نبودیم این حرف ها را قبول کنیم بنابر این ما خودمان می جنگیدیم. به محض این که من در رادیو گفتم عراق در حال نزدیک شدن به اهواز است، 200 هزار نفر از مردم همراه من آمدند و جلوی دشمن ایستادند و در نهایت باعث عقب نشینی عراقی ها شدند. هیچ چیز نمی تواند جلوی این ملت را بگیرد! این ملت با خارجی و دشمن داخلی نمی سازد.»آقای هاشمی برخلاف امام مخالف نخست وزیری من بودغرضی در واکنش به این صحبت مجری برنامه که گفت شما بعد از آقای ولایتی برای نخست وزیری آقای خامنه ای معرفی شدید که فقط 60 رای آوردید هم گفت:«60 رای درست نیست. امام با نخست وزیر شدن من موافقت کردند اما یک عده ای مخالف این موضوع بودند. در نهایت آقای خامنه ای من را معرفی کردند اما حزب جمهوری اسلامی و آقای هاشمی مخالف این موضوع بودند. آقای هاشمی که در آن زمان رئیس مجلس بود صبح به مجلس رفت و گفت فلانی هست، فلانی (نفر بعدی) هم می خواهد نخست وزیر شود. در نهایت آقای هاشمی نزد حضرت امام آمدند و گفتند غرضی 60 تا رای دارد و فلانی 80 رای! در نهایت هم بدون هیچ بحثی اتفاقات رقم خورد.»سید محمد غرضی در مورد دوران حضور خود در وزارت نفت هم خاطرنشان کرد:«علت این که به من گفتند به وزارت نفت برو این بود که به تعدادی از دوستان پیشنهاد حضور در این وزارتخانه ارائه شده بود که آن ها نپذیرفته بودند. به من گفتند و من هم گفتم اطلاعات نفتی ام خوب است و قبول می کنم. زمانی که به این وزارتخانه رفتم، درگیری شدیدی را با عربستان آغاز کردیم. وقتی من رفتم روزی 300 هزار بشکه نفت فروش می رفت در حالی که عربستان بیش از 10 میلیون بشکه نفت می فروخت. من در اوپک این بحث را به جریان انداختم که باید از 24 میلیون بشکه به 16 میلیون بشکه برسیم. بعد از درگیری شدید با عربستان، آن ها به 4 میلیون و نیم بشکه نفت رسیدند و ما هم از 300 هزار بشکه به 2 میلیون و 400 هزار بشکه نفت رسیدیم.»وی افزود:«در آن زمان به آقای بهزاد نبوی هم پیشنهاد شده بود که وزیر نفت شوند اما قبول نکرده بودند. آن زمان ایشان معاون نخست وزیر بود و تشخصیشان این بود که وزارتخانه به صلاحشان نیست.»به احمدآقا گفتم دستم بشکند اگر روزی 2 میلیون بشکه نفت نفروشم!غرضی در پاسخ به این سوال که می توان زمان شما را با وضعیت تحریم های فعلی مقایسه کرد گفت:«احمد آقا به من گفتند نفت نمی خرند! گفتم دست من بشکند اگر نتوانم در دنیایی که روزی 60 میلیون بشکه نفت مصرف می شود، 2میلیون بشکه نفت بفروشم. اما  الان روزی 110 میلیون بشکه نفت در دنیا فروش می رود! جوابتان را گرفتید؟»آقای هاشمی و آقای مهندس موسوی مخالف ماندن من در وزارت نفت بودندسید محمد غرضی همچنین در مورد عدم حضور در وزارت نفت دولت ِ آیت الله خامنه ای هم گفت:«آقای هاشمی و آقای مهندس موسوی مخالف ماندن من در وزارت نفت بودند. آقای هاشمی خدمت امام رفتند و گفتند ما برای ادامه جنگ به 140 میلیارد دلار نیازمندیم و غرضی 20 میلیارد دلار بیشتر نمی آورد. آقای نخست وزیر هم همین موضوع را به احمد آقا گفتند! امام من را صدا کردند، من هم عرض کردم بیش از این در نمی آید. احمد آقا به من فرموند امام در طول عمر خود از کسی تقاضا نکردند که بیاید تا با او صحبت کنند. دو مورد این اتفاق افتاد که یکی از آن ها در مورد تو بود. در نهایت امام فرمودند آقای نخست وزیر می گوید من می خواهم وزارت نفت و وزارت کشور در اختیار خودم باشد. من هم گفتم همه چیز در اختیار شماست.»وی ادامه داد:«بعد از اینکه من از وزارت نفت خارج شدم، مرحوم آیت الله منتظری خدمت امام آمدند و گفتند غرضی اگر در نفت هم نیست، جای دیگری از دولت باشد. امام به احمد آقا فرمودند که به غرضی بگویید هر وزارتخانه ای می خواهد برود، برود! احمد آقا ساعت 10 شب به من زنگ زد و پیام امام را رساند و من هم اجازه خواستم تا صبح فکر کنم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که وزارت پست و تلگراف و تلفن از همه وزارتخانه ها گرفتار تر است و به همین دلیل صبح به احمد آقا زنگ زدم و گفتم من به این وزارتخانه می روم. درنهایت به وزارت پست و تلگراف و تلفن رفتم و 12 سال هم آنجا ماندم.»غرضی در پاسخ به این سوال رنجبران که پرسید آیا وزیری که بعد از شما به وزارت نفت رفت توانست توقعاتی که وجود داشت را برآورده کند یا خیر هم اینطور پاسخ داد:«نه تنها نرسیدند بلکه برعکس توقعاتشان هم اتفاق افتاد. من در شش ماهه نخست سال 64، 9 میلیارد تومان آوردم اما دوستان در شش ماهه دوم همان سال حتی موفق نشدند 1 میلیارد دلار بیاورند.»من جای اولاد مرحوم منتظری بودم / توفیق نداشتم مهدی هاشمی را از ایشان جدا کنموی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا با آیت الله منتظری ارتباط خاصی داشتید، گفت:«من به عنوان اولاد ایشان حساب می شدم. ایشان امام جمعه نجف آباد بودند و من و محمد (منتظری) با دوچرخه به نمازجمعه ایشان می رفتیم.»وی ادامه داد:«در ماجراهایی که در مورد آقای منتظری به وجود آمد تلاش های زیادی کردم اما توفیقی به دست نیامد. خانواده هاشمی آنجا ملسط بودند. متاسفانه بعد از اتفاقات سال 54 اصفهان این توفیق را نداشتم که خانواده سید مهدی هاشمی را از خانواده منتظری سوا کنم. البته به جز ارتباط با سید مهدی هاشمی، مشکلات دیگری هم وجود داشت. امام حکومت ساز بود اما بقیه حکومت ساز نبودند. نمی توان حکومت سازی را رها کرد! آیا می توان با دشمن حربی مثل منافقین رفاقت کرد؟ هنوز هم عده ای در این فکر هستند که اقتدار سیاسی ایران را از شکل بیاندازند. اقتدار سیاسی وظیفه حاکمیت است که باید از آن با منطق اسلام و انقلاب و مردم به خوبی دفاع کرد. مگر می شود حکومت را رها کرد؟ اگر سپاه تشکیل نشده بود آیا اتفاقات امروز ِ مصر برای انقلاب ما نمی افتاد؟ قطعا می افتاد...»غرضی گفت:«دشمن هنوز هم سرجایش است. دشمن هنوز هم در فکر تخریب تمام ِ قدرت سیاسی ایران است. باید ایستاد و مقابله کرد. باید با صحبت های چهارتا خبرنگار و شبکه تلویزیونی بیگانه حکومت سست شود؟ هرگز اینطور نیست.»برخلاف امام و مردم همه گروه های سیاسی با جنگ مخالف بودندوی با بیان اینکه همه گروه های سیاسی با جنگ مخالف بودند ادامه داد:«کسانی که با انقلاب نبودند با جنگ مخالف بودند. حمایت از جبهه به تنهایی کفایت نمی کند. اگر کسانی که می گفتند ما حامی جنگ هستیم به جبهه می رفتند حرفشان درست بود. اما کدامشان رفتند و میدان داری کردند؟ کسی که می خواهد در میدان جنگ باشد، باید در میدان حضور داشته باشد. حمایت ِ خالی کفایت نمی کند. اگر پایان جنگ به این شکل شد دلیلش این بود که گروه های سیاسی نشسته بودند تا دیگران برایشان بجنگند. در نهایت هم امام وارد شدند و بحث مرصاد اتفاق افتاد.... قدرت سیاسی آن است که در محل ِ موضع ِ تنازع از خودش عکس العمل نشان دهد. قدرت سیاسی این نیست که پشت رادیو، تلویزیون صحبت کند و در روزنامه بنویسد.»غرضی گفت:«کسی که مملکت را به امید آینده رها می کند قدرت سیاسی است؟ به تو گفتند برو بایست بجنگ، اما تو ایستادی تا کس دیگری بجنگد؟ اینطور که نمی شود! قدرت سیاسی مجموعه ای  است از آنجا ملت می خواهد. چطور باید مردم به مرصاد بریزند اما از کسی خبری نشود؟! بعضی ها خودشان خسته شده بودند اما می گفتند مردم خسته اند. خودشان توانایی نداشتند و می گفتند مردم دیگر توانایی ندارند. کسانی که در مرصاد کشته شدند خونشان رنگین تر از من و تو بود؟ این همه آدم در این کشور فداکاری کردند، بعد انصاف است که بگوییم مردم خسته شدند؟ متاسفانه کسی از جنگ حمایت نکرد.»میرحسین در منزل مخفی شد امام گفت بیا، طوری نمی شود!وی افزود:«سال 67 آقای نخست وزیر محترم رفت در منزل مخفی شد. امام به دنبالش فرستاد و گفت بیا، طوری نمی شود! این ها آدم های سیاسی اند؟ کسی کشور را رها می کند و در خانه می نشیند؟ تو مسولیت داری، باید بروی کشته شوی نه این که بیایی بگویی نشد...»غرضی در بخش دیگری از مصاحبه تلویزیونی خود هم گفت:«من معتقدم در همه زمینه ها توسعه راه حل کشور است. خوشبختانه توسعه در کشور جا افتاده و به عنوان عامل تثبیت جامعه پذیرفته شده است.»وی همچنین در مورد حضور در شورای شهر تهران، استعفا از آن و حضور در انتخابات مجلس ششم هم گفت:«من توسط یک عده ای تشویق شدم که تو چون در شورای شهر رای آورده ای، قطعاً در مجلس هم رای خواهی آورد. چون مجلس می توانست کار ستادی بهتری انجام دهد، من از شورای شهر استعفا دادم و در انتخابات مجلس کاندید شدم. اما دلخوری ام از شورای شهر این بود که به جای کار روی مسائل شهر، آقایان می خواستند مسائل اسلام و انقلاب را حل کنند. این شد که دیدم ماندنم در شورای شهر فایده ای ندارد.» پایانی بدتر از انحلال را برای شورای شهر اول تهران پیش بینی می کردممهندس غرضی با بیان اینکه پایانی بدتر از انحلال را برای شورای شهر اول تهران پیش بینی می کردم، گفت:«اتفاقاتی که در آنجا می افتاد خیلی خطرناک بود. اشخاص به صورت فردی در مقابل هم می ایستادند و این بسیار خطرناک بود.»وزیر نفت دولت مقام معظم رهبری در مورد حضور در انتخابات ریاست جمهوری 92 هم اظهار داشت:«اینکه می گویند از ابتدا مشخص بود من در انتخابات رای نمی آورم درست نبود. علت آمدن من این بود که قبل از سال 92 حس کردم کشور به شدت نسبت به جریان سیاسی و جریان انقلاب مایوس است. حداقل روزنامه ها، گروه ها و رادیو و تلویزیون مدام حرف های منفی می زدند و من حس کردم باید بیایم و حرف های مثبت بزنم. یک نفر نتوانست با حرف هایی که من زدم مخالفت کند. اما این که چه اتفاقی افتاد که این حرف ها طرفدار پیدا نکرد و تبدیل به رای نشد حرف دیگری است. آقای روحانی هم شبیه به من بود اما من حاضر نیستم به کسی بگویم از من حمایت کنید تا من رای بیاورم.»کسانی که نمی خواستند احمدی نژاد باشد به روحانی رای دادندوی ادامه داد:«دولت آقای هاشمی عکس العمل دولت آقای موسوی بود. دولت آقای خاتمی هم عکس العمل دولت آقای هاشمی و دولت آقای احمدی نژاد هم عکس العمل دولت آقای خاتمی بود. این دولت هم عکس العمل دولت آقای احمدی نژاد است. کسانی که نمی خواستند احمدی نژاد باشد آمدند و به آقای روحانی رای دادند. به من گفتند داری چیکار می کنی؟ گفتم من از انقلاب دفاع می کنم نه از خودم، حرف من این است که به انقلاب رای دهید.»غرضی همچنین گفت:«کسی جرات نمی کرد به من بگوید کناره گیری کن! کسانی که کاندید بودند چه برتری نسبت به من داشتند که به من بگویند برو کنار؟ شما اگر به عنوان یک شخصیت سیاسی بیایید و بگوید من به حرف فلانی کناره گیری کردم، آیا دیگر جامعه می تواند شما را به عنوان شخصیت سیاسی قبول کند؟ این اتفاق در همین انتخابات افتاد و یکی از افراد گفت چون فلانی از من خواسته من از انتخابات کناره گیری می کنم. این موضوع در صورتی درست است که حزب فرد را معرفی کرده باشد اما این اتفاق نیفتاده بود. آدم سیاسی که بگوید من به توصیه دیگران کار می کنم، در کشور جمهوری اسلامی ایران صاحب قدرت سیاسی نمی شود.»وی افزود:«مسولیت را خود ِ انسان باید قبول کند.»به روحانی می گویم جواب مردم را بده!سید محمد غرضی در پایان صحبت های خود هم گفت:«این جامعه با تجارب اجتماعی زندگی کرده است. تجربه اجتماعی که در انتخابات 92 اتفاق افتاد خیلی آموزنده بود. آقای روحانی بیاید و حرف من را رد کند و بگوید رای متعلق به خودم بود، من می گویم باشه قبول، ولی جواب مردم را بده! امیدوارم بتواند جواب مردم را بدهد و در دوره بعد هم موفق باشد. من برای کشور آبادانی و عزت می خواهم، حرفم شخصی نیست.»وی همچنین گفت:«نسل ما انقلاب کرد، جنگید و سازندگی را آغاز کرد. نسل جوان است که باید این سه مرحله را تثبیت کند و اقتدار سیاسی را به تثبیت برساند. برای اقتدار سیاسی باید ظاهر شد. هرچه گوشه نشینی کنید، خلاف کرده اید. باید در میدان عمل گفت چه کار می توان انجام داد.»1روایت صنیع خانی از روزهای انقلاب و تحمل دوران احمدی نژادFri, 07 Feb 2014 16:49:56 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8860&lang=faمرور خاطرات سال های دور و نزدیک یک نازی آبادی انقلابی که هیچ بهره و رانتی جز با مردم بودن از انقلاب برنگرفته است؛ چه شیرین باشد و چه تلخ، چه با شوخ طبعی همراه بوده باشد و چه غم، حتی اگر تکراری هم باشد، باز هم شنیدن یا خواندن چند باره آن باز هم خالی از لطف نیست؛ همجون حکایت حضور پیرزنی با چادری مندرس در ساعات حکومت نظامی برای اهدای مقدار کمی پنبه، برای ترمیم جراحت مجروحان تیراندازی گارد شاه که گرچه در نظر اول به دل غبار غم می نشاند اما از سوی دیگر امید بسیاری هم در جان ها زنده می کند.مرور همدلی ها و همراهی هایی که دیگر امروزه به راحتی یافت می نشود، یادآور عشق ورزی های بی مزد و منت و عزت مردم در سالیانی از حیات این سرزمینی است که با عزت ترین و پرافتخارترین دوران را برای آن رقم زد. و عزت مردم؛ گوهری که سالهاست آن را نشانه رفته اند؛ اکنون نگرانی بزرگ صنیع خانی است.او راوی دست اول رخدادهایی در نازی آباد انقلابی است؛ که آزادگی، همدلی، سادگی و مروت و معنویت نهفته در آن ها گوهری استثنایی را در تاریخ پایتخت آفرید. نازی آبادی هایی که نازی آبادی ماندند؛ همچون صنیع خانی عزیز ذخایری از تاریخ و معرفت انقلاب اند که باید گفت و گو و ثبت تاریخ شفاهی آن ها را غنیمت شمرد. در سرمای جان سوز زمستان 92، فرصت غنیمت شمردیم تا خاطرات زمستان 57 و سال های زمینه ساز شکل گیری آن رخداد بزرگ را با سید علی صنیع خانی مرور کنیم تا بلکه خاطرات او از روزهای بهاری زمستان 35 سال پیش، گرما بخش این روزهای خزان زده ی ما شود.سید علی صنیع خانی، نازی آبادی ای که همچنان در نازی آباد مانده است؛ از اعضای اتاق جنگ سپاه، عضو هیأت مدیره شرکت گسترش بازرگانی و رئیس کمیته جنوب شهر دوران انقلاب، با ما از خاطراتش با مردم در انقلاب و جنگ گفت. از برخورد تند امام با بسیجیانی که در میدان ولی عصر تهران متعرض جوانان شده بودند؛ از دورانی که مردم نان خشک را با عزت می خوردند و در آخر از امروز و عزتی که سالهاست عملکرد برخی از مسوولان آن را نشانه رفته است.او از مردم می گوید و از مخدوش شدن عزت مردم در توزیع سبد کالا زمستان 91 که همزمان با این گفت و گو واقع شده است؛ اظهار ناخرسندی می کند؛ اما تأکید می کند که حسن روحانی تنها به اندازه شش ماه مقصر است و یادآور می شود: آن موقع که گونی سیب زمینی توزیع می کردند؛ باید فکر عزت مردم می کردند. انصاف این است که هر مسوولی به اندازه عمل خود پاسخگو باشد.ماحصل این گپ صمیمانه که مرور خاطراتی از نازی آبادی های زمان انقلاب بود و دوران جنگ را با هم می خوانیم.رهبری، ایدئولوژی و مردم سه محور اصلی انقلابسید علی صنیع خانی، سخنان خود را با توضیح درباره ایدئولوژی، رهبری و مردم که سه پایه اصلی هر انقلابی هستند آغاز می کند .او معتقد است که رای به جمهوری اسلامی رای به امام بود؛ چون امام فرمود که جمهوری اسلامی، نه یک کلام کم تر و نه یک کلام بیشتر و در واقع بیش از 98 درصد مردم به ایشان رای آری دادند. از این رو او نقش رهبری و ایدئولوژی مردمی که خواهان حاکمیت اسلام بودند را کاملا آشکار توصیف می کند.او اما، سراغ محور سوم که مردم باشند، می رود و می گوید: بیش از همه امام  همه ی حرکت و مقبولیت خودشان را در گرو پذیرش مردم می دانستند و بر این باور بودند که چون مردم مرا قبول دارند من رهبر آنان هستم.صنیع خانی تأکید می کند: من می خواهم از میان این سه محور، با بیان خاطراتی مروری بر گذشته مردم داشته باشم و به شما و سایر مخاطبان دگر بار این مردم را معرفی کنم. زلزله طبس و امداد امام خمینیفرمانده سابق سپاه جنوب تهران، با اشاره به این که، حرکت امام و محکم سخن گفتن ایشان، پشتوانه هایی داشت که امام خود آن ها را دریافته بود، در بیان نخستین خاطره ی خود می گوید: سال 1356 زلزله ای در طبس آمد و آن زمان من دانشجو بودم. فردای روز زلزله من به همراه چهار تا از بچه های نازی آباد، مرحوم سید هادی خاتم پوری، جاوید قربان اوغلی و مهدی و محمود مستوفی به سمت طبس حرکت کردیم. در آنجا ستاد هایی به نمایندگی از شخصیت هایی چون آیت الله طبسی و آیت الله صدوقی  بنا شده بود که در واقع اداره امداد رسانان و شرایط ناگوار پیش آمده بیشتر بر دوش نمایندگان این دو عزیز بود. ما با تویوتا هایس مرحوم خاتم پور وارد طبس شدیم و دیدیم که این هایس برای پزشکان حاضر در طبس و امداد رسانی آنها به مجروحان خیلی مناسب است. این ماشین را برای امداد رسانی آماده کردیم و روی آن نوشتیم؛ "امداد امام خمینی". حال آن که در واقع هیچ تشکیلاتی که به طور رسمی وابسته به امام باشد؛ وجود نداشت. البته گرچه نجات انسان وظیفه هر فردی است اما در آن زمان و در بحبوحه انقلاب این فعل ما معنا و تعریف دیگری به خود پیدا کرده بود. با مرور خاطره یاد شده خواستم بگویم که "آری" گفتن مردم به امام، تنها به سال 57 باز نمی گشت و در واقع به پشتوانه همین موارد و بلی گفتن های مستمر بود که امام انقلاب کردند که این مهم در واقع همان تعریف جمهوریت است.تعاونی ها ریشه در حرکت های حمایتی خودجوش قبل از انقلاب داشتندصنیع خانی با بیان این که، ما فکر می کردیم معیشت مردم، یکی از مسائلی است که ممکن آنان را آزار دهد و البته در این مورد اشتباه می کردیم، به ایراد خاطره ای دیگر می پردازد و ادامه می دهد: من همیشه در مسجد الرسول بین دو نماز مغرب و عشاء حدیثی در مذمت دنیا می خواندم و فکر می کردم که با این حرف ها باید مردم را پای کار نگه داریم. این در حالی بود که ما مردم را نمی شناختیم و امام به خوبی می شناخت. در ادامه و بر همین اساس نگرانی از بابت معیشت مردم که آن را پاشنه آشیل مردم فرض می کردیم، تنها به بیان روایت و حدیث اکتفا نکردیم و وارد فاز عملی شدیم که تامین مایحتاج مردم به قیمت ارزان یکی از آن کارهای عملی ما بود و در ادامه، مسجد الرسول مرکز تعاونی های جنوب شهر شد. برای ارزان تمام شدن کالاهای مورد نیاز مردم، همه دست به دست هم دادیم. به عنوان نمونه دوستی داشتیم با نام "ممد محمودی" که بخاطر موتور ساز بودنش، ممد موتوری صداش می کردیم. این دوستمان که از داش مشتی های نازی آباد بود، از ساری روغن نباتی می آورد تا ما بتوانیم با قیمت ارزان تری آن ها را بین مردم توزیع کنیم. کلاس جبر و هندسه د رمسجدالرسول با چاشنی تاریخ اسلاماو درباره ی دیگر فعالیت نازی آبادی ها در حوالی انقلاب تعریف می کند: یکی دیگر از کارهایی که ما اهالی نازی آباد انجام دادیم این بود که به اتفاق معلم های دبیرستانی جنوب شهر از جمله فانی و حجاریان و عباس عبدی، کلاس های آموزشی در مسجد الرسول برگزار کردیم. من ریاضیات جدید و مثلثات درس می دادم، فانی، هندسه و شیمی و عباس عبدی و علی حجاریان هم جبر. در آن سال 450 دانش آموز دبیرستانی در مسجد الرسول داشتیم. کاری که ما انجام داده بودیم این بود که برای دبیرستانی ها افزون بر کلاس های درسی تخصصی شان، کلاس عقیدتی – سیاسی ( تاریخ اسلام و اصول و اعتقادات) هم گذاشته بودیم. بعد از اتمام کلاس ها که نتیجه خوبی هم داشت، امام جماعت مسجد ما، آقای دشتیانه، یک کتاب حدیث به همراه دو هزار تومان پول نقد به هر یک از معلم ها هدیه داد. البته آن زمان این حرف ها و خبری از پاکت نبود و ما هم این کار را وظیفه و افتخاری برای خود می دانستیم. از این مهم نگذریم که ثمره این کار، سال 57 خودش را نشان داد چون تقریبا جو تمامی مدارس جنوب شهر به لحاظ عقیدتی به ما نزدیک شده بود.دواگلی، لحاف و پنبه ای که احتمالا همه توانایی صاحبانشان بوده استصنیع خانی در تایید صحبت خود پیرامون شناخت خوب امام از مردم به بیان خاطره ای از هشتم بهمن ماه سال 57 می پردازد. خاطره ای که در ما بین آن، بغضی سنگین، گلویش را می فشارد. در انتهای خیابان کارگر و نبش کوچه شهدای ژاندارمری، مردم را به گلوله بستند. خبر آمد که مردم و بیمارستان ها به دارو و ملحفه نیاز دارند، همین شد که مردم نیز شروع کردند به تامین این دست نیازهای مجروحان و بیمارستان ها. در میان کمک رسانان پیر زنی را دیدم که لحافی آغشته به بوی نفتالین را برای کمک به مجروحان با خود می آورد. حکایت نفتالین هم این است که در قدیم برای این که رختخوابی بید(نوعی حشره) نزند، به آن نفتالین می زدند و بیشتر هم برای مهمان استفاده می شد که به آن رختخواب کناری می گفتند. حالا این بوی نفتالین لحاف این پیر زن نشان می داد که لحاف کناری این پیر زن است و بدانید، بهترین لحاف هم لحاف کناری است.در ادامه، ساعت 10:30 شب بود که دیدیم دو تا خانم با چادر های سفید مندرس برای کمک، به خیابان شهدای ژاندارمری آمدند. خدا می داند که یکی از آن ها به اندازه یک کف دست پنبه آورده بود و دیگری نیز یک نصفه شیشه دواگلی، که احتمالا همه توانایی این دو نفر همین بوده است. به اعتقاد من این همان کلافی بود که آن پیر زن برای خریدن یوسف برده بود.ارتش مغلوب مردم نشد؛ جزئی از مردم شدعضو اتاق جنگ سپاه با اشاره به رویکرد ارتش در انقلاب 57، تاکید می کند: شما فکر نکنید که ارتش مغلوب مردم شد بلکه ملت بر نظام شاهنشاهی غلبه کرد و درادامه با بیان این که، ارتش هم جزء ملت بود، خاطره ای دراین باب را این گونه تعریف می کند: ما متوجه شدیم که دانشکده افسری ارتش هنوز سقوط نکرده است. به همین خاطر با یکسری "ام 1" هایی که از پادگان هوا نیروز و قلعه مرغی بچه ها به دست آورده بودند از نازی آباد حرکت کردیم تا ارتشی های دانشکده افسری را خلع سلاح کنیم. ما این ها را خلع سلاح کردیم و من به بچه ها گفتم که هیچ کس اسلحه این ها را نگیرد چون اگر می گرفتیم دیگرانی هم وجود داشتند که امکان داشت تعدادی از سلاح ها به دست آن ها بیفتد. ما این ها را بعد از اینکه موقتا در خانه ای پشت دانشکده نگه داشتیم با مینی بوس به سمت نازی آباد و خانه مرحوم خاتم پور آوردیم.  در این حین، فرمانده ارتشی ها به من گفت که خشاب این بچه ها را شما چک کنید؛ وقتی خشاب ها را چک کردیم، دیدیم که حتی یک دونه تیر هم از اسلحه این ارتشی های دانشکده افسری شلیک نشده است. فردای آن روز هم به ما گفتند که اجازه بدهید این اسلحه ها را به امام تحویل دهیم که ما هم آن ها را دسته کردیم و از مدرسه رفاه توسط آقای رضا خانی آن ها را تحویل دادیم.در حال الله و اکبر بر پشت بام به گلوله بسته شدیمفعال دوران جنگ و انقلاب در مورد دیگر فعالیت نازی آبادی ها در دوران انقلاب، تعریف می کند: یکی دیگر از کارهایی که پیش از ورود امام از سر نگرانی حمله احتمالی به مردم انجام دادیم این بود که برخی از منازل را تبدیل به مرکز اوژانس و کمک های اولیه کرده بودیم. مسوول آن هم خانم دکتر کبیری بود که در درمانگاهی در خیابان ابو سعید کار می کرد و ایشان امکانات اولیه ما را فراهم می کردند.نکته قابل توجه اینجاست که هیچ یک از این کار ها تعریف و دیکته شده از بالا نبود و تنها موردی که از بالا برای ما تعریف شده بود، "الله اکبر" بود. شبی هم ما با اعضای خانواده که کم هم نبودیم، در پشت بام مشغول الله اکبر گفتن شدیم که ما را بستن به تیر. البته گویا قرار نبوده ما شهید شویم و باید می ماندیم و این روزها را می دیدیم و غصه می خوردیم.برای ما کار برای امام، مهم تر از دیدن ایشان بودصنیع خانی درباره روز ورود امام به تهران نیز می گوید: ما با بچه های خزانه و نازی آباد و دیگر محله های جنوب شهر مسوول تامین برخی نیروی انتظامات شدیم. جایی که به ما دادند ابتدای میدان قلمستون بود در واقع همان میدان بزرگ امروزی بهشت زهرا. از آنجا تا محل ورود امام فاصله بسیاری بود. من به بچه ها گفتم شما کاری نداشته باشید که اینجا کجاست و از امام دور هستیم چرا که اینجا تنگه هرمز ماست. ما امام را در آن روز ندیدیم و به این باور بودیم که نه دیدن امام، که کار بر امام مهم است. تا اینکه مدتی بعد از آن رفتیم قم و به واسطه مرحوم توسلی دو تن از ما، حاج داوود کریمی و تقی محمدی موفق به دیدن امام شدن و بعد از دیدار این دو نفر ما هم موفق به دیدار با امام شدیم که همین اندازه هم برای ما کفایت می کرد چرا که کار برای امام را مهم تر می دانستیم.خود را میراث خوار این نظام نمی دانستیمصنیع خانی با بیان خاطره ای دیگر به مذمت سهم خواهی از انقلاب می پردازد و می گوید: یکی از دوستان ما با نام  "ممد موتوری" با خرید یک ماشین قسطی، مسوول گروه ضربت ما بود که آخر هم موفق به پرداخت اقساط نشد و مجبور شد تا ماشینش را پس دهد. یک روز بعد از انقلاب ما در کمیته ایستاده بودیم که عباس آبشناسان برادر شهید آبشناسان که امروزه روز هم کارش صاف کاری است، آمد  و گفت، صادقی یک تکه زمین به من داده است تا عباس این را به من گفت، یک مرتبه ممد موتوری سیلی محکمی به صورت عباس زد و گفت، حالا ما دیگر میراث خوار این نظام شده ایم؟ تا وقتی که همه مردم زمین دار نشده اند من و تو نباید فکر زمین دار شدن باشیم که همان موقع،عباس برگه را پاره کرد. البته بعد از آن در سال 61 بخشی از زمین هایی که عموم مردم برای دریافت آن ثبت نام می کردند، برخی از این دوستان ما هم ثبت نام کردند و صاحب زمین شدند.او با تاکید بر این که، نکته مهم این بود که مردم از امام حرف شنوی داشتند، ادامه می دهد: نشد امام حرفی بزند و انجام نشود. ما دنبال این بودیم که با عملکردمان دور امام را پر کنیم اما متاسفانه بعد از امام این کار را انجام ندادند.نظر امام درباره بسیجیان متعرض به جوانان مردم به روایت رهبریصنیع خانی با ذکر خاطره ای از  اوایل انقلاب گفت: یادم می آید افرادی که به حزب اللهی و بسیجی معروف بودند، موهای خانم هایی که از مغنعه یا روسری شان  بیرون بود یا جوانانی که مغایر با سلیقه آن ها موی خود را درست می کردند را کوتاه می کردند که آن زمان امام به وزیر کشور وقت، آقای ناطق نوری دستور دادند که متعرضین به جوانان مردم که بسیجی ها و حزب اللهی ها باشند را بگیرید و حبسشان کنید. این اتفاق را خود رهبری در جلسه با فرماندهان سپاه تعریف می کردند. در آن زمان هم نتیجه این شد که دیگر شما همچین برخوردی را از آن ها ندیدید.امکانات دوران جنگاین فرمانده دوران دفاع مقدس در مورد امکانات نظامی در این دوره می گوید:  در زمان هشت سال دفاع مقدس من در اتاق جنگ سپاه بودم، اتاق جنگی که مسوول تامین نیروی انسانی بود. مقام معظم رهبری و مرحوم دکتر چمران که نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند، آقای هادی غفاری و ابراهیم سنجقی را فرستادند تهران تا از جانب مقام معظم رهبری برای ما پیغام آوردند که اگر به من 10 هزار تا نیرو به همراه سلاح سبک بدهید اجازه سقوط خرمشهر را نمی دهم. نماینده ما رفت ارتش و از آن ها دو هزار تا "ام1" و "برنو" از رده خارج و یک تعدادی هم "بازوکا" گرفت. برخی از این سلاح ها حتی چکاننده و سوزن هم نداشتند. بالاخره تعدادی سلاح به همراه دو هزارتا نیرو برای آن ها دست و پا کردیم و با مسوولیت هادی غفاری، ابراهیم سنجقی و حسن اخوان برای کمک رسانی فرستادیم جنوب.به هر حال می خواهم بگویم که در زمان جنگ امکانات ما این گونه بوده است.جفا بر این مردم روا نیستاو با ستایش مردم و این که، مردم چه برای انقلاب و چه در زمان جنگ، سنگ تمام گذاشتند؛ می گوید: حالا درست نیست که به مردم جفا شود. متاسفانه ما مردم را ذلیل کردیم. ببینید در عملیات فتح المبین بود که یکی از دوستان ما با نام محمد حدیدی مسوول توزیع کمک های مردمی شده بود. در بین کمک های مردمی برخی اجناس وجود داشت که توسط خود مردم بسته بندی شده بود و نمی شد فهمید که چه چیزی در بسته بندی است. محمد حدیدی تعریف می کند که در این بین یک بسته ای هم به من رسید که خیلی سبک بود. وقتی بازش کردم دیدم که یک قوطی خالی کمپوت است که درآن کاغذ لوله شده ای قرار گرفته. در آن کاغذ نوشته شده بود که برادر رزمنده، من از طرفی چیزی در بساط نداشتم و از طرف دیگر هم دوست داشتم کمکی کرده باشم. به همین خاطر لبه های این قوطی کمپوت را کوبیدم تا شما دست کم بتوانید به عنوان یک لیوان از آن استفاده کنید. حالا با این حکایات از مردم، تنها یکی از هزارانش را گفتم، خیلی بد است که در حق آنان جفا کنیم. احساس می کردیم، هستیم تا باری را از زمین برداریم نه این که امتیاز بگیریمصنیع خانی در ستایش همدلی و همراهی جملگی مردم برای رفع مشکلات که از زمامداران و دولت مردان گرفته بود تا مردم عادی، تعریف می کند: یک روز رفته بودم پیش میر حسین، می گفت احساس کردم هفت هزار تومان حقوق برای وزرا کم است به همین دلیل حقوق دریافتی آنها را به 10 هزار تومان رساندم. اما برخی از وزرا آمدند پیش من و آن سه هزار تومان را بازگرداندند و گفتند همان هفت هزار تومان برای ما کافی است.خاطره دیگر این که، در ایام جنگ، یکی از دوستان ما عضو هیأت مدیره شرکت گسترش بازرگانی بود. روزی به او اعلام کردند که شما از سپاه چقدر می گیرید، بفرمائید تا مابه التفاوتش را به شما پرداخت کنیم. او در جواب گفت، پنج هزار تومان حقوق می گیرم و دو هزار و 500 تومان هم کمک هزینه مسکن که همین کفاف زندگی من را می دهد. به همین خاطر شما ببینید که اگر مقرراتتان اجازه می دهد آن مابه التفاوت را در اختیار انجمن اسلامی قرار دهید تا به سایر پرسنل نیازمند تعلق گیرد. حال با بیان این خاطره می خواهم بگویم که ما نیامده بودیم کار کنیم تا حقوق های آنچنانی بگیریم. بعد از ما حقوق شد چهار میلیون تومان. همان حقوقی که دوستان ما در زمان خودشان از سر دو برابر شدن آن به راحتی می گذشتند. در کل می خواهم بگویم که آن زمان نه تنها وزرا که ما هم احساس می کردیم، هستیم تا باری را از زمین برداریم نه این که امتیاز بگیریم. خب طبیعی که وقتی کارمندان جز و کارگران هم با چنین رفتا و منشی از سوی بالا دستی ها مواجه می شوند، صبر و تحملشان در برابر مشکلات بیشتر می شود. آن زمان باید التماس می کردند تا کسی پستی بگیرد.وفتی حقوق فرمانده لشکر با بقیه اعضای سپاه یکی بوداین فرمانده دفاع مقدس درباره حقوق فرماندهان جنگ گفت: مثلا در جنگ حقوق فرمانده لشگر با یک نفر عادی مساوی بود چون فرمانده لشگر نیامده بود فرماندهی کند تا پول بگیرد. خب ما بعد از آن آمدیم و قاعده ها را تغییر دادیم. یک مرتبه یک نفر می شد سردار با حقوق پنج برابر فردی که تا دیروز در یک سنگر با هم هم رزم بودند. حالا بعضا به دوره ما انگ کومونبستی هم می زدند، که خب بگذار بزنند. بزرگی در حوزه علمیه در تقسیم چهار دهه بعد از انقلاب گفت، دهه اول، برگرفته از نظام سوسیالیستی بود، دو دهه بعد نظام سرمایه داری و حالا هم نظام اسلامی. خب جالب است ما جزء دوره نظام سوسیالیستی بودیم و امام هم بالای سر ما بود.چشم انداز ما برای سپاه و سپاهیان چه بود؟این عضو اتاق جنگ سپاه درباره چشم انداز سپاه و سپاهیان در ادوار گوناگون بعد از انقلاب اسلامی، نیز تصریح می کند: چشم انداز ما برای یک سپاهی و پاسدار، بعد از بیان خطبه متقین حضرت علی (ع) برای آنان این بود که آن گونه شوند. چشم انداز ما شکل گیری حکومتی سالم بود که پاسداران متقی تربیت می کند. مردم؛ سهمیه برنج و یک پالایشگاهصنیع خوانی در راستای همدلی مردم با مسوولان برای حل مشکلات، تعریف می کند: میر حسین می گفت، یک روزی رفتم آبادان، مهندسی به من گفت که اگر چند هزار دلار به من بدهی من در سه ماه پالایشگاه نفت را بهره برداری می کنم، فردای آن روز راهی تبریز شدم و در جریان سخنرانی که داشتم این موضوع را با مردم در میان گذاشتم و البته این را هم گفتم که اگر چنین کنم باید از پرداخت یک دوره برنج بگذرم. همان لحظه مردم در تایید بهره برداری از پالایشگاه نفت آبادان چنان تکبیری سر دادند که من به عمرم همچین صدایی نشنیده بودم.ملاقات نخست وزیر و پیرمرد عشایراو در این باره به بیان شکل دیگری از همراهی و همدلی مردم هم می پردازد و می گوید: در جای دیگر میر حسین تعریف می کرد که داشتم از اهواز می رفتم، در مسیر چشمم به عشایر افتاد و به خلبان گفتم که همانجا بنشیند. رفتم دیدم کم تر از 50 نفر کل جمع ما با آن ها می شود. رو کردم سمت پیر مردی که در آنجا بود، از او پرسیدم چه چیزی از ما می خواهی؟ چه کمکی می توانیم به تو بدهیم؟ که پیر مرد رو کرد به من و گفت، حالا وقت این است که بگم از تو چه می خواهم؟ باید بگویم که تو از ما چه می خواهی و ما باید همه تو را کمک کنیم. خب با این تفاسیر و اعتمادی که وجود داشت باید هم ما در جنگ پیروز می شدیم . در دوره ما مردم نان خشک را با عزت می خوردندصنیع خانی با بیان این که، در آن زمان ما عزیز بودیم، تاکید می کند: آن زمان، مردم نان خشک را با عزت می خوردند. نسل ما با اشکنه بزگ شده است اما متاسفانه همه چیز را منحرف کردند. امروزه طرف نه برای خدمت که برای حقوق بیشتر مسوولیت می گیرد.او به نقل از نخست وزیر امام تعریف می کند: میرحسین می گفت، ما یکسری سنگ بودیم که مثل بازی یه قل – دو قل می انداختند بالا. برخی روی دست قرار می گرفتند و برخی هم می افتادند زمین. آن هایی که روی دست و بالا قرار گرفته بودند بر این باور بودند که با آن پائینی ها هیچ تفاوتی ندارند و البته پائینی ها هم دقیقا نسبت به بالایی ها چنین حسی را داشتند.  در واقع آن ها که بالا قرار گرفته بودند حتی اگر پیش کسوت حرکت انقلابی بودند؛ اما هرگز جایگاه خود را یک حق برای خود نمی دیدند بلکه آن را اتفاقی می دیدند.صنیع خانی بعد از بیان مطلب فوق، می افزاید: در زمان ما کسی دنبال مسوولیت نمی رفت و باید فردی را با زور مسوول کاری می کردند اما حالا بر عکس شده است و هر کسی که به جایی می رسد، می گوید این فقط منم که شایسته قرار گرفتن در چنین جایگاهی هستم.چرا احمدی نژاد را هشت سال تحمل کردیمصنیع خانی در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که، آیا می توان الگوی آن زمان را برای امروز تجویز کرد، اظهار می کند: ببینید چه اتفاقی آن زمان افتاد که امروزه قابل پیاده شدن نیست. مردم که همان مردم اند و تغییری نکرده اند. در صورتی که ما تغییر کرده ایم و عزت مردم را نشانه رفته ایم. این ماییم که مردم را خوار و ذلیل کرده ایم. چرا ما هشت سال احمدی نژاد را تحمل کردیم و هیچی نگفتیم؟ چطور می شود که پاسداری یک واحد آپارتمان به مبلغ هفت میلیارد تومان خریداری کند؟ همان فردی که با یک بسیجی پا به پای هم می رفتند و در یک سنگر بودند. حالا وقتی که ما این چیز ها را تغییر دادیم نباید توقع داشته باشیم که مردم هم همان مردم دهه اول انقلاب باشند. فلان مسوول حاضر نیست درایام تعطیلات خانواده خود را جایی کم تر از دبی ببرد برای این که ننگش می آید پیش دیگری که عازم اروپاست بگوید من کیش یا مشهد رفته ام. البته نمی گویم همه این گونه اند اما متاسفانه این دست افراد در حال افزایش هستند.آن موقع که سیب زمینی می دادیم باید فکر امروز را می کردیمدر پایان مرور خاطرات دوران انقلاب و کمی هم از هشت سال دفاع مقدس، پای صحبت های سید علی صنیع خانی در مورد اتفاقات روز و اقتصاد امروز و سبد کالا هم می نشینیم که در این باره به ما می گوید: مگر روایت نداریم که آبروی مسلمان از آبروی کعبه هم بالا تر است. پس چرا عزت مردم را نشانه گرفته ایم. چه کسی یا چه کسانی این کار را با مردم کرده اند؟ با همین مردمی که همه دار و ندار زندگیشان که دو عدد تخم مرغ بود و یک قوطی خالی از کمپوت را برای رزمندگان می فرستادند. اما سوال من اینجاست که آیا عزت مردم در این چند ماه نشانه رفته شده است؟ یک سال پیش، دو سال پیش این گونه نبوده است؟او با بیان این که، امروز تسویه حساب سیاسی در کار است، می افزاید: پیش از این که دولت مقصر باشد باید ببینیم چه کسی و چه رویکرد های نا درستی این کار را با مردم کرده است. چرا که مردم خود به خود این طور نشده اند و این دست پرورده ماست.صنیع خانی در پایان صحبت های خود با تاکید بر این که، آقای روحانی هم تنها به اندازه همین شش ماه مقصر هستند و نه بیشتر، یادآور می شود: آن موقع که گونی سیب زمینی توزیع می کردیم؛باید فکر این جا را می کردیم. آن موقع که مردم نامه می نوشتند و 50 هزار تومان پول می گرفتند باید فکر امروز می بودیم. آیا آن موقع عزت مردم را نشانه نرفته بودیم؟ باید تغییری بوجود آید و هر مسوولی به اندازه خودش پاسخگو باشد.1عکس/ پسران علی کریمی زیر تابلوی پدرFri, 07 Feb 2014 16:49:56 +0330http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=8859&lang=fa.1